Tuesday, April 23, 2013

از کجام در میارم؟ این سوال بود پرسیدی؟ برای تو از کونم!!

دلم کسی رو می خواد. همینقد تخمی بعد 7-8 ماه رابطه تخمی.دیگه حرفا داره زخم میزنه. مثه سگ میرنجم. و دوس داشتنش وقت گریه ها و توی تیرکشیدن عصب تا سر انگشت اشاره سخت شده. توی خودم گه گیجه دارم. اعصاب ندارم. خایه ندارم به ب بگم چقد تلاش لازم داره که بعد دیدنش هی به خودم یاداوری نکنم که دختر خوبیه. تا فک نکنم چقد تاثیر خرابی  دارد و زندگی کردن جایش دردناک ست.خایه ندارم به هیشکی بگم بعد دیدنشون  رسمن چه حالت استفراغی دارم. و اینکه دوباری که بالا آوردم رسمن راست بوده. کیرتوی خواسته ها.کیر توی من. به شخصه وقت فک کردن به بهترین خاطره باید مچاله فشرده شم و نفهمم چطور انقد معیارای مخفیه کیری ای درباره اصول و بد و خوب پیدا کردم. کیر توی فاصله. کیر توی ما و توهمات فوق العادگی. کیر توی دلبستگیم به وبلاگی که جرات نمی کنم نشون بدم چقد چسبیده بم که طرف داره بام حرف میزنه.شاشیدم توی رابطه ای که ماهی یه بار به خون بیافته و باز از بی خایگی و ترس این دوستی زیر همه چی یادت ببری که چی شده. دارم مچاله میشم.