Sunday, January 29, 2012

چرا این کارارِِ می کنم؟

عجبا !.. زندگی خودمه ها!!  ،باز دارم عَره عوره شَمسی کوره بازی در میارم توش! خو بابا کارتو بکن بعدم بکش بیرون!ـــــــــــــــــــــــــــ راستشم  .. یکی باس برینه بِمــــــــــــ   که چون مقدور نیست    خود بر سَرِ انجام آنیم ُ برآمدیم قلمبه

Friday, January 13, 2012

Wednesday, January 11, 2012

.من تو خواب حرف نمی زنم

من برا تو خیلی حرفامو زدم .خیلی چیزا ازت نوشتم.دوستَم دارم با تو خیلی کارا بهتره.با تو این چن ساله من خیلی چیزا شدم که نبودم.دوس دارم اینارو. حالا گیرم از سر این که تو روـــــــــــــــــ ولی هنوز  .... ولی هنوز ِ هست
اصن از اون بچگی ها یه چیزی تو منه که همه خواستنیام و دوس داشتنام و انگار می پیچه تو کاغذ کاهی غمدار میده دست دلم  ــــــــــــــ اصن من ادم دلبند ِ از دس دادنم وقتی همه چی دستمه ــــــ   یه سال دیگه که بری هیچی برا من تازگی نداره که از حالا من دارم به oovooو skype
فک میکنم و همه کافه ها و بابلسرا و ـــــــــــــــــــ کافه ها و کافه ها و کافه ها
 +
بی تو تمام شهر مرا سخت می شود            تمام عصر   تمام هراز  همه موکاچی همه پـــــــــــِــــرس ها همه کوکاها...بسه دیگه  حالم  بد شد    

سایبونای تو.شیروونیای من

ببین این افسردگیه..خب؟ یعنی الان گل گرفته گی این دهان ما به ت خ م اون روان شناسی که اولین بار اسم روش گذاشت.اما این افسردگیه درد داره


.........مندردداره